سيد علي اكبر قرشي
190
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
رسان گفت : انصار گفتند : « منا امير و منكم امير » فرمود : چرا به آنها نگفتيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وصيت فرمود : به نيكوكاران انصار نيكى شود و از خطا كارشان اغماض گردد ، گفتند : اين چه ضررى بر انصار دارد فرمود : اگر امامت در آنها بود حضرت اين چنين براى آنها وصيت نمى كرد ، بعد فرمود : قريش چه گفتند آنشخص گفت : قريش دليل آوردند كه ما از خانواده رسول خدائيم « نحن شجرة الرسول » امام صلوات الله عليه فرموده : « احتجوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة » خ 67 ، 98 يعنى من ثمرهء آن شجرهام خلافت مراست و نيز فرموده : « ان الله يبتلى عباده عند الاعمال السيّئة به نقص الثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائن الخيرات ليتوب تائب . . . » ح 143 ، 199 « نبتا ثامرا » يعنى گياه ميوه ده ، چنان كه در خ 115 ، 172 آمده است « تثمير المال » زياد كردن مال با سود است چنان كه در حكمت 93 آمده است . ثمن : قيمت . راغب گويد : آن چيزى است كه فروشنده از مشترى مى گيرد در مقابل بيع ، اعمّ از آنكه نقد باشد يا جنس و هر آنچه در مقابل چيزى به دست آيد ثمن اوست ، اين ماده نه بار در « نهج » به كار رفته است : « الا حّر يدع هذه اللماضة لاهلها انه ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها » حكمت 456 ، آيا كسى نيست اين باقيمانده طعام در دهان ( دنيا ) را به اهلش بگذارد ، حقّا كه در مقابل خرج وجودتان قيمتى جز بهشت نيست آن را جز به بهشت نفروشيد . و در رابطه با همكارى عمرو بن عاص با معاويه فرمود : « و لم يبايع حتى شرط ان يؤتيه على البيعة ثمنا فلا ظفرت يد البايع و خزيت امانة المبتاع » خ 26 ، 68 ، پسر عاص به معاويه بيع نكرد مگر آنكه شرط نمود حكومت مصر را به قيمت بيعت به او بدهد ، پيروز مباد دست فروشنده و ذليل باد امانت مشترى . ثمانين . هشتاد . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است چنان كه به شريح قاضى نوشته : « بلغنى انك ابتعت دارا بثمانين دينارا » نامهء 3 ، 364 . ثنى : مرحوم طبرسى در مجمع البيان ذيل آيهء 5 از سورهء هود فرموده : ثنى در اصل به معنى عطف است ، عدد « دو » را از آن جهت اثنان گويند كه يكى بر ديگرى عطف شده و روى هم حساب مى شوند و به درود « ثنا » گويند كه صفات نيك به